خلاقیت و ویژگی های افراد خلاق
خلاقیت و ویژگی های افراد خلاق

نویسنده:زهرا محمدی

خلاقیت (creativity)

به کارگیری توانایی های ذهنی برای به وجود آوردن اندیشه، مفهوم یا روابط و مناسبات جدید، خلاقیت نامیده می شود. خلاقیت، مخصوص انسانی خاص نیست. همه قادرند در سطحی از علم و تحت هر شرایط اجتماعی و اقتصادی، از توان خلاقیت ذهن خویش بهره ببرند.
خلاقیت، گوهر درخشان و گران بهایی است که با انسان، زاده می شود و تا لحظه ی مرگ، همیشه همراه انسان است.

نوآوری (innovation)

به کارگیری مفهوم، اندیشه یا مناسبات جدید ناشی از خلاقیت، نوآوری محسوب می شود. در حقیقت، نوآوری، فرآیندی است که مفهوم جدیدی یا اندیشه ی تازه تولید شده به وسیله ی خلاقیت را به عمل تبدیل می کند.

ویژگی های افراد خلاق

افراد خلاق، دارای ویژگی هایی هستند که می توان آنها را با درجات متفاوت، در تمام افراد جامعه پیاده کرد. خلاقیت، در اثر رخوت و کم کاری، راکد و کسل می گردد؛ ولی هیچ گاه از بین نمی رود. بنابراین، باید سعی شود این ویژگی ها پرورش داده شوند تا خلاقیت، دچار رکود نگردد.

1. سلامت فکر و روان

افراد خلاق، افرادی هستند که از سلامت اعتدال روانی برخوردارند. این افراد، قادرند اندیشه ها و حرف های تازه را پشت سر هم مطرح کنند، بدون اینکه دچار رکود گردند.
بهره مندی از ذهنی سالم، باز و گشوده، این امکان را برای قوه خلاقه فراهم می کند تا از آن چه می خواهد، تصویر روشنی بیافریند. همچنین باید دانست که عملی منشأ موفقیت و پیروزی است که در ورای آن، اندیشه ای سالم نهفته باشد.
همان گونه که ورزش، عضلات را قوی تر و سالم تر می کند، تفکر، مطالعه ی کتاب های خوب و مفید و نگارش تجارب و افکار و منش ها نیز باعث تقویت و سالم شدن روان و ذهن گردیده، نهایتا موجب باروری و شکوفایی خلاقیت می گردند.

2. انعطاف پذیری

انعطاف پذیری، یعنی توانایی کنار گذاشتن چارچوب های ذهنی گذشته و دیدن اندیشه های جدید و بررسی افکار نو و پذیرش مناسب ترین و کارآمدترین باورها. با دو سؤال از خود می توانیم به میزان انعطاف پذیری مان در زندگی خصوصی و اجتماعی پی ببریم:
الف - چه مقدار به اشتباهات و قصور خود در مقابل دیگران اعتراف می کنیم؟
ب - چه مقدار در مقابل آنچه نمی دانیم، اعتراف می کنیم و کلمه ی «نمی دانم» را بر زبان جاری می کنیم؟
تکرار در اعتراف به موقع اشتباهات و اقرار صادقانه به آنچه نمی دانیم، باعث می شود که این خصوصیت خوب، به یک رفتار طبیعی و عادت مقبول تبدیل گردد و به ما این توانایی را بدهد که چارچوب های باطل ذهنی را فرو بریزیم.
هر اندازه، خلاقیت و نوآوری بیشتر باشد، به همان اندازه، انعطاف پذیری بیشتر می شود و وقت کمتری به حراست و دفاع از افکار غلط گذشته، صرف خواهد شد.

3. ابتکار

ابتکار، یعنی این که بتوان به پشتوانه اندیشه ی سالم و ذهنی پویا و منعطف، در هر زمان، پیشنهاد تازه ای را یافت و ارائه داد. ارائه ی پیشنهاد جدید، خود، نوعی از خلاقیت و نوآوری است. انسان های خلاق، چشمه های جوشانی از پیشنهادهای سازنده مفید هستند.

4. ترجیح دادن پیچیدگی بر سادگی

افرادی که خلاقیت دارند و تمایلی به بروز چنین امری را از خود نشان نمی دهند، هرگز سراغ سختی ها نمی روند همواره در جستجوی راه های بی دغدغه و آسان هستند، به طوری که معمولا راه های پیموده شده (توسط دیگران) را انتخاب می کنند و علاقه ای به خطر کردن و پذیرش وظایف سنگین ندارند. این افراد، خواهان سایبان امنیتی ساخته شده به دست دیگران هستند، در حالی که افراد خلاق و مبتکر، همواره در تلاش و تکاپو هستند تا خود، پناهگاه امن دیگران و مایه ی امیدواری همنوعان جامعه ی خود باشند و به هر کورسویی رضایت نمی دهند و پیوسته در جستجوی منشأ نورند.
بنابراین، روشن است که چرا افراد خلاق، پیچیدگی ها را انتخاب می کنند و به نبال یافتن راه حل هایی ساده برای آنها هستند؛ ولی افرادی که تمایل به خلاقیت ندارند، به جای پرداختن به ریشه، خود را با برگ ها وشاخه ها سرگرم می سازند و با رفتن به سراغ مسائل ساده، خود را قانع و راضی می کنند.

5. استقلال رأی و داوری بیطرفانه

افراد خلاق، بر خلاف افرادی که تمایلی به خلاقیت ندارند، انسان هایی پیرو و دنباله رو نیستند و به دنبال تکیه گاهی در عالم بیرون نمی گردند تا به آن، چنگ بزنند؛ بلکه این افراد، خودشان صاحب فکر، دیدگاه، سبک و روشی خاص هستند. آنها همواره مطیع بی چون و چرای مسئول بالاتر و افراد با نفوذ نیستند و از جمع هم پیروی نمی کنند؛ بلکه بر اساس اعتقادات و الگوی ذهنی خود و بر اساس منطق حاکم بر امور، از استقلال رأی و قضاوت برخوردارند.

6. تمرکز نیروی ذهنی بر والاترین هدف

افراد خلاق، همیشه و در هر شرایطی، ذهن و نیروهای خود را بر یک موضوع ویژه (بالاترین هدفی که دارند) متمرکز می کنند و به دنبال دستیابی به هدفی ارزشمند در زندگی هستند و با این قصد و این روش عمل، در نهایت هم به رستگاری و موفقیت می رسند، همانند متمرکز شدن نور توسط ذره بین در یک نقطه و یا تمرکز لیزر بر یک نقطه که حتی در فولاد هم نفوذ می کند.
اما انسان هایی که از خلاقیت کمتر برخوردارند، اهداف و مسئولیت های متعددی را برمی گزینند و در هیچ زمینه ای هم به طور کامل، توفیق حاصل نمی کنند.
شاید تنها با اندکی تفکر، مثال هایی از مدیران و مسئولان در محیط اطراف خود بیابیم که به خاطر قبول چندین مسئولیت هم زمان و عدم توانایی در تمرکز بر روی یک نقطه، مدیر موفقی نبوده اند و یا بالعکس، باید بدانیم که دستیابی به اهداف، همواره در فضای ذهنی روشن و متمرکز و با ایستادگی و پشتکار میسر می گردد.

چگونه خلاقیت خفته را بیدار سازیم؟

روان شناسان، برای برانگیختن خلاقیت در ذهن روش های پنج گانه ای را پیشنهاد می کنند که پذیرش آنها و مداومت در عمل به آنها، هر انسانی را حتی با نازل ترین درجه از خلاقیت، قادر خواهد ساخت که این جرقه ی مقدس را در وجود خویش شعله ور کند.

1. قبول وجود ذخیره ی بی کران خلاقیت در درون انسان

باید پذیرفت و باور داشت که خلاقیت، به عنوان گوهری نفیس و گران بها، در وجود همه ی ما از ابتدای خلقت، تعبیه گردیده است؛ چرا که خداوند، ما را نمایندگان خود در روی زمین قرار داده است. این فلسفه واین ایمان، منشأ بیداری اندیشه و پیدایش خلاقیت است.

2. شکستن مرزبندی های کلیشه ای

برای جلا دادن و غبارروبی گنجینه ی بیکران هوش، حکمت و خلاقیت باید از دایره ای که ما را احاطه کرده است، خارج شویم. باید تلاش کنیم تا در عین پایبندی به دین، عقل و ارزش های اخلاقی، مرزبندی های کلیشه ای و تجویز شده را بشکنیم. باید پا به دنیای بیرون نهاد و از بیرون به خزانه ی عظیمی که خداوند در وجود خود نهاده است، نگریست و از آن، نهایت بهره را برد.

3. انجام دادن کارهای جدید و مداومت در آنها

باید همواره در فکر خلق ایده های جدید و تولید اندیشه های نو بود. نباید با قانع شدن به آنچه هست، در جا زد و موجبات رکود و افسردگی را فراهم ساخت. باید همواره در انجام دادن کارهای نوظهور و جدید، پیش قدم بوده و بر آنها مداومت داشت.

4. تلاش در جهت ارتقای دانش و مهارت

بروز ظهور خلاقیت، نیازمند آمادگی است و این آمادگی در سایه ی تمرین و افزایش دائمی آگاهی و مهارت میسر می شود. هر چه دامنه ی علم، آگاهی و مهارت ما گسترده تر باشد، احتمال تحقق خلاقیت، ابتکار و نوآوری به دست ما نیز افزایش پیدا می کند. بنابراین، باید با مطالعه، تحقیق و کار و تلاش هر روز، زمینه ی موفقیتی را فراهم آورد تا بیشترین بهره از قوه خلاقه برده شود.

5. آرامش فکر و مثبت اندیشی

مثبت اندیشی و آرامش، زمینه ساز رشد و شکوفایی خلاقیت در انسان هاست، به طوری که آرامش و مثبت نگری، زمینه فعالیت نیمکره ی چپ مغز را که مسئول کارکرد منطقی، آگاهانه و تجزیه و تحلیل است فراهم تر می کند، در حالی که استرس (فشار روانی)، منفی اندیشی و منفی نگری، ترس، دو دلی و اضطراب، نیمکره ی چپ را از کار می اندازد و زمینه فعالیت نیمکره ی راست مغز را که مسئول احساسات و هیجانات است مهیا می کند.

موانع خلاقیت و نوآوری

1. عدم اعتماد به نفس وترس از تمسخر دیگران، 2. محافظه کاری، 3. نداشتن تعهد متعالی (به خدا: انسانیت، علم ، جامعه و...)، 4. وابستگی و جمود فکری، 5. نداشتن دانش و مهارت کافی، 6. نداشتن صبر و حوصله.7. عدم تمرکز ذهنی، 8. عدم انعطاف پذیری، 9. شتاب کردن در قضاوت و ارزیابی.
منابع مقاله
1. فصل نامه دانش و مدیریت، شماره 24: «خلاقیت و نوآوری»، حسن زراعی.
2. ماه نامه تدبیر، شماره ی 85: «خلاقیت و نوآوری در سازمان»، علی نیای آرام.
3. خلاقیت، نی اپال تورنس، ترجمه: قاسم زاده، تهران: دنیای نو، 1372.
4. درباره ی خلاقیت، علی رضا فیض بخش، تهران: باران، 1381.
منبع:مجله ی حدیث زندگی


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1387    | توسط: فروشنده برداشت اول    |    |
نظرات()