پرورش استعداد کودک
پرورش استعداد کودک


 

منبع: سید علیرضا فاخری و محمد حسین منتظری
از آنجا که پرورش استعدادهای کودک تأثیر ویژه ای در تربیت صحیح او دارد، شناخت این استعدادها و جهت دهی به آنها امری ضروری خواهد بود. استعدادهای گوناگونی از قبیل استعداد دینی، علمی، اخلاقی، عاطفی و غیره در انسان وجود دارد .

الف- استعداد دینی

هر انسانی از فطرت الهی برخوردار است و این گرایش از ابتدای کودکی در او وجود دارد. اگر این استعداد الهی شکوفا شود و با تربیت صحیح، کودک به سوی خدا و گرایشات الهی ومعنوی رهنمون گردد، روح دینی در او زنده شده، انسانی متدیّن بار می آید، ولی اگر در دوران کودکی هیچ گونه هدایت وراهنمایی در زمینه ی شکوفایی این استعداد انجام نشود، ممکن است با گذشت زمان فطرت الهی او، از مسیر صحیح منحرف شود، بنابراین، پدر و مادر در مورد پرورش استعداد دینی کودک، وظیفه ی مهمّی به عهده دارند. امام سجّاد علیه السلام می فرماید:
«و انک مسؤول عمّا ولیته به من حسن الادب والد لاله علی ربه»(1)
تو پدر) در سرپرستی فرزند خود مسؤول هستی که طفل را مؤدّب و با اخلاق پسندیده پرورش دهی و او را به سوی خداوند متعال راهنمایی کنی .
غفلت از این وظیفه ی اساسی، می تواند ضربه های بزرگی به ایمان و دین فرزند ما وارد کند. از این رو، رهبر بزرگوار اسلام در سخنی عتاب آلود، نگرانی خویش را از سهل انگاری در این مورد چنین ابراز می دارد:
وای بر فرزندان آخرالزمان از روش ناپسند پدرانشان! عرض شد: ای رسول خدا از روش پدران مشرک؟ فرمود، نه. ازپدران مسلمان، که به فرزندان خود هیچ یک از واجبات دینی را نمی آموزند و به مقدار ناچیزی از امور مادی درباره ی آنان قانعند. من ازچنین کسانی بیزار وآنان از من بیزارند. (2)
پدر ومادر باید با بیدار کردن شعور مذهبی کودک ومتجلّی کردن شخصیّت الهی او، به رشد مذهبی اش کمک کنند. سخنان پدر و مادر باید بگونه ای باشد که کم کم او را متوجّه خدا کند و با بیان بعضی از اوصاف الهی نظیر رحمت، عدالت و احسان خدا که برای کودک جالب و جذّاب است، کودک را به خدا علاقه مند سازند.
در تربیت دینی کودک، توجّه به نکات بسیاری لازم است که برخی را به عنوان نمونه در زیر می آوریم:

1- انجام آداب اسلامی

شایسته است که پدر و مادر مسلمانی که صاحب فرزند می شوند، نخست آداب ویژه ی ولادت را که اسلام بیان کرده، درباره ی او پیاده کنند واز روزهای نخست زندگی، او را با آداب اسلامی آشنا سازند. (3)
علاوه بر این، شایسته است نام نیکویی برای کودک انتخاب شود، چراکه نام هرکس، تأثیر زیادی در شخصیّت او دارد. هر اسمی تداعی کننده ی معنایی خاص و ارائه دهنده ی الگویی ویژه است، بخصوص اگراز نام شخصیّتی ممتاز گرفته شده باشد. در این صورت، ویژگیهای شخصیّت مورد نظر به صاحل اسم سرایت کرده، از این رهگذر در او تأثیر مثبت یا منفی می گذارد.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله می فرماید:
«من حق الولد علی والده ثلاثه: یحسن اسمه و یعلمه الکتابه و یزوجه اذا بلغ» (4)
سه چیز از حقوق فرزند بر پدر است: اسم نیکو برایش انتخاب کند، نوشتن به او بیاموزد و وقتی به سنّ بلوغ رسید، برایش همسر بگیرد.
در این میان، نامهایی از اولویت برخوردارند که یادآور بندگی خدا باشد (5) مانند عبدالله، عبدالرحیم، عبدالرّحمان... و در مرحله ی بعد، اسامی پیامبران و امامان که بهترین آنها نام مبارک «محمّد» است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
«من ولد اربعه اولاد و لم یسم احدهم باسمی فقد جفانی» (6)
هر کس دارای چهار فرزند شود، و هیچ یک را به اسم من ننامد، به من جفا کرده است.
روشن است که این نامگذاری برای ما و فرزندانمان سودمند است و موجب رشد معنویّت در خانواده و پرورش مذهبی فرزندان ما خواهد بود.

2- آموزش دینی

کودک با فطرت الهی خویش آمادگی دارد که با آموزشهای دینی آشنا شود، به عبارت دیگر یک نیاز درونی او را به فراگیری آموزشهای دینی فرا می خواند. اگر پدر و مادر، به این نیاز کودک جواب مثبت ندهند و با آموزشهای سازنده و آگاهیهای لازم او را هدایت نکنند، ممکن است ذوق و گرایش دینی کودک مخدوش شده و افکار انحرافی در ذهن او رسوخ کند. از این رو، پدر و مادر باید کودکان خود را با آموزشهای دینی و سخنان هدایتگر معصومین آشنا سازند، تا آنها را از غلتیدن دردام انحرافات فکری نجات دهند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«بادروا اولادکم بالحدیث قبل ان یسبقکم الیهم المرجئه» (7)
قبل از آنکه مرجئه (منحرفان) از شما پیشی گیرند، به حدیث آموزی فرزندانتان اقدام کنید.
بنابراین، از همان زمانی که در ذهن کودک سؤالهایی درباره ی مبدأ و معاد ودیگر مسائل دینی مطرح می شود، باید با ارائه ی پاسخهای سنجیده و متناسب، عقل و روح او را مجذوب زیباییهای معنوی کرد، تا از همان ابتدا علاقه ی به خدا و پیامبران الهی و ائمّه اطهار علیهم السلام در جان او رشد یابد. بهتر است، صفاتی که برای کودک شیرین تر است و محبت وامیدواری به خدا در دلش پرورش می دهد- مانندعدالت و رحمت خداوند- بازگو شود تا تصوّری دوست داشتنی از خداوند داشته ووی را به سوی دینداری سوق دهد.
والدین باید با ظرافت و حوصله، روح کودک را با آموزشهای دینی آشنا کرده، هرگاه استعداد پذیرش مرحله ی بالاتری را در او دیدند، به آن مرحله راهنمایی اش کنند.
امام باقر علیه السلام می فرماید:
در دو سالگی کلمه ی توحید «لا اله الا الله» را و در چهار سالگی «محمد رسول الله» را به کودک بیاموزند. در پنج سالگی روی او را متوجّه قبله کرده، به او بگویند که سر به سجده بگذارد. بعد از شش سالگی، رکوع و سجود صحیح را به او بیاموزند. در پنج سالگی روی او را متوجّه قبله کرده، به او بگویند که سر به سجده بگذارد. بعد ازشش سالگی، رکوع و سجود صحیح را به او بیاموزند و در هفت سالگی به او بگویند دست و رویت را بشوی و نماز بگذار و چون نه ساله گردد. وضو یادش دهند. (8)
امام صادق علیه السلام نیز می فرماید:
ما کودکان خود را در سنّ پنج سالگی به نماز وامی داریم؛ شما نیز آنها را در سنّ هفت سالگی به نماز وادارید. همچنین ما به فرزندانمان در سنّ هفت سالگی دستور می دهیم که به اندازه ی طاقتشان روزه بگیرند؛- یک روز، نصف روز، کمتر یا بیشتر؛ و هر گاه تشنگی و گرسنگی بر آنها غلبه کرد، افطار می کنند- تا به روزه عادت کنند، ولی شما اطفالتان را در نه سالگی به روزه وادارید، هر مقدار از روز را که می توانند و هرگاه تشنگی بر آنها چیره شد، افطار کنند. (9)

ب- استعداد علمی

استعداد علمی از جمله استعدادهای کودک است که باید پدر و مادر به آن توجه کرده، آن را به رشد و شکوفایی برسانند. پرورش این استعداد از دوجنبه قابل بررسی است:

1- پرورش استعداد حقیقت جویی

استعداد حقیقت جویی درنهاد هر انسانی بطور فطری وجود دارد و بهترین راه رشد آن، تقویت قدرت تفکّر در کودک است. بدیهی است که پر کردن ذهن کودک از معلومات، بدون به کار گرفتن قدرت تفکّر، قوه ی خلاقیّت و نو آوری و تحرّک فکری او را از بین می برد و معلومات تحمیل شده، چندان ثمره ای نخواهد داشت.
از نظر اسلام، آن علمی مطلوب است که آمیخته با تفکّر بوده، حسّ حقیقت جویی را در انسان زنده کند.
امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:
«العلم علمان علم مطبوع و علم مسموع و لا ینفع المسموع اذا لم یکن المطبوع» (10)
علم دو گونه است، دانش فطری (طبیعی) و دانش اکتسابی؛ اگر دانش فطری نباشد، اکتسابی هم سود نمی دهد.
اگر انسان تفکّر نکند، نمی تواندن از آموخته های خویش، اندیشه های سودمندی به دست آورد. بنابراین، بهترین ابزار کسب حقیقت، پرورش قدرت تفکّر در کودک است.
امام علی علیه السلام می فرماید:
«لا علم کالتفکر» (11)
هیچ علمی مانند تفکر نیست .

2- آموزشهای علمی و مهارتهای اجتماعی

کودک برای رشد خود، نیازمند آموختن بسیاری از مطالب علمی و مهارتهای اجتماعی است و بدون آن نمی تواندبه زندگی مطلوب و سازنده ای دست یابد. بدین جهت، پدر و مادر باید از همان ابتدا، ذوق علمی او را تقویت کنند و از زمانی که آمادگی فراگیری آموزشهای علمی او را احساس کردند، بدان همت گمارند. در این مسأله باید شرایط سنّی و آمادگی ذهنی کودک در نظر گرفته شود. امام صادق علیه السلام می فرماید:
«الغلام یلعب سبع سنین ویتعلم سبع سنین ویتعلم الحلال و الحرام سبع سنین» (12)
کودک تا هفت سالگی بازی کند، هفت سال دوم قرآن بیاموزد و هفت سال دیگر حلال وحرام رافرا گیرد.
پدر و مادر همواره باید به پرورش علمی واجتماعی کودک توجّه داشته باشند تا با راهنماییهای لازم در این زمینه، رشد کودک میسّر شود. امام حسن علیه السلام فرزندان وبرادر زادگانش را فراخواند و فرمود:
«انکم صغار قوم ویوشک ان تکونوا کبار قوم آخرین. فتعلموا العلم فمن لم یستطع منکم ان یحفظه فلیکتبه و لیضعه فی بیته» (13)
همه ی شما کودکان یک گروه هستید و بزودی بزرگان گروهی دیگر خواهید شد. بنابراین، دانش بیاموزید و هر کدام نمی توانید آن را به خاطر بسپارید، بنویسید و یادداشتها را نگه دارید.
راهنمایی و تشویق پدر و مادر در مورد یادگیری دانش، بیش از توبیخ و سرزنش تأثیر می گذارد و بهتر است بیشتر از این روش استفاده شود، چرا که اقدامهای توبیخی و تنبیهی چندان مؤثر نیست، بلکه موجب سرخوردگی او از علم و دانش می شود.
آموزش مهارتهای اجتماعی نیز از موارد لازمی است که باید در دوران کودکی انجام گیرد و برخی از آنها بگونه ای است که در دوران کودکی بهتر آموخته می شوند و فراگیری آنها در بزرگی با مشکل روبه رو می شود. آموزش مهارتهای اجتماعی در رشد شخصیّت اجتماعی کودک نقش بسزایی دارد. در این میان، بعضی از مهارتها از ضرورت بیشتری برخوردارند که مصادیق آن در جوامع گوناگون متفاوت است. پدر و مادر باید متناسب با وضعیّت جامعه و نیازهای موجود اجتماعی، نسبت به تعلیم اجتماعی کودک کوشا باشند. بطور مثال: سوارکاری، تیراندازی از ضروریات زندگی صدر اسلام بوده و اسلام بدان اهمیّت ویژه ای می دهد و برای رونق دادن به آن، برد و باخت در آنها جایز می داند.
امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید:
«علموا اولادکم السباحه والرمایه» (14)
به فرزندانتان شنا و تیراندازی بیاموزید.

ج- پرورش استعداد اخلاقی

کودک، گرچه در ابتدای طفولیت، قدرت تشخیص همه ی صفات خوب و بد را ندارد، امّا با گذشت زمان وبر اثر رشد عقلی و عاطفی، بتدریج خوب و بد را تشخیص داده، وجدان اخلاقی در او شکل می گیرد. کودک به پیروی از پدر ومادر خود، اموری را بد شمرده، از آن دوری می کند و اموری را نیک دانسته، به انجام آن مبادرت می ورزد. بدین ترتیب، صفات اخلاقی در کودک شکل می گیرد. از این رو، توجّه به نوع رفتار با کودک، اهمیّت بسیار دارد. رفتار پدر و مادر می تواند برای کودک تأثیر منفی یا مثبت اخلاقی داشته باشد. آنها با مراقبت از رفتار خود در برابر کودک، باید از هرگونه بدآموزی جلوگیری کنند.
پرورش اخلاقی کودک موجب سعادت دنیا و آخرت او می شود و سلامت نفس و رضایت خاطر اورا فراهم نموده، موجب عزّت و ارجمندی او می شود.
«ارضی الناس من کانت اخلاقه رضیه»(15)
خشنود ترین مردم کسی است که اخلاقش پسندیده باشد.
پدر و مادر علاوه بر رفتار نیک، باید ذهن کودکان را نیز به مفاهیم اخلاقی- چه زشت و چه زیبا- آشنا سازند تا آنها با شناخت صحیح از واژه های اخلاقی با آن برخورد حساب شده داشته باشند.
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:
«لو یعلم العبد ما فی حسن الخلق یعلم انه محتاج ان یکون له خلق حسن» (16)
اگر انسان می دانست چه فایده ای در اخلاق نیک است، می فهمید که به آن نیاز دارد.
بنابراین، باید به کودک فهماند که اخلاق نیکو، سبب سرافرازی وزندگی شرافتمندانه ی او خواهد شد، همان گونه که اخلاق زشت، سرافکندگی ، خواری و نکبت زندگی را در پی دارد. به تعبیر علی علیه السلام :
«رب عزیز اذله خلقه و رب ذلیل اعزه خلقه» (17)
ای بسا عزیزی که اخلاقش او را خوار ساخته، و چه بسا ذلیلی که اخلاقش او را سرافراز کرده است.
در این مجال به مهمترین صفات اخلاقی که تأثیر زیادی درشکل گیری شخصیّت اخلاقی کودک دارد، می پردازیم:

1- راستگویی

راستگویی از صفات پسندیده ای است که لازمه ی حیات راستین وشرافتمندانه است. شخص راستگو نزد همه عزیز، محترم و دارای شرافت و بزرگواری است و دروغگو نزد دیگران بدنام، بی آبرو و بی ارزش است. امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید:
«الصادق علی شفا منجاه و کرامه والکاذب علی شرف مهواه و مهانه» (18)
راستگو در شرف نجات و بزرگواری و دروغگو درپرتگاه هلاکت و خواری است.
دروغگو نه تنها خود را نزد دیگران ضایع و بی آبرو می کند، بلکه به ایمان خود نیز لطمه می زند.
امام باقر علیه السلام می فرماید:
«ان الکذب هوخراب الایمان» (19)
دروغگویی همان خرابی ایمان است.
کودک در نخستین روزهایی که لب به سخن می گشاید، چیزی جز راست نمی گوید، بطوری که راستگویی او ضرب المثل شده، می گویند: «سخن راست را باید از کودک شنید.» منشأ این راستگویی، فطرت پاک و بی آلایش اوست. بنابراین، پدر و مادر باید مواظب باشند که خود یا دیگران به او دروغ یاد ندهند.
پدر و مادر باید محیط خانواده را بر اساس راستی و درستی بنا کنند و عواملی را که باعث دروغگویی کودک می شود، از بین ببرند. ازجمله ی این عوامل، ترس شدید از مجازات است؛ کودک برای فرار از مجازات شدید پدر و مادر که تاب تحمّل آن را ندارد، متوسّل به دروغ می شود. از این رو، تنبیه کودک نباید بگونه ای باشد که موجب ترس بیش از حدّ او گردد.
عامل دیگری که کودک را به سوی دروغگویی سوق می دهد، توقّعات بیش از حدّ پدر و مادر است که موجب می شود کودک برای در امان ماندن از سرزنشهای آنها به دروغ پناهنده شود. از جمله ی این توقّعات، انتظار پدر و مادر از کودک برای به دست آوردن نمره ی ممتاز است، بدون اینکه به موقعیت درسی وظرفیت فکری او توجّه داشته باشند.
مهمترین عامل راستگویی کودک این است که پدر و مادر، الگوی راستگویی باشند. اگر کودک احساس کند که آنها دروغ می گویند، زشتی دروغ در نظر او از بین رفته و به آن مبتلا خواهد شد.

2- شجاعت

صفت شجاعت را نمی توان یکباره به دست آورد، بلکه از کودکی باید به پرورش آن همّت گماشت و با رفتارهای مناسب، روح شجاعت را در کودک دمید. کودکی که شجاع بار آید، توان مقابله ی با مشکلات زندگی را خواهد داشت و همواره با عزّت و شرف زندگی خواهد کرد. امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید:
«الشجاعه عز حاضر» (20)
شجاعت، عزّت موجود است.
پدر و مادر باید از هرچیز که موجب ترس کودک می شود، مانند نقل داستانهای ترسناک، تنبیه شدید و ... پرهیز کنند.
عامل مهمّی که شجاعت فرزند را تقویت می کند، پرورش روح بلند همّتی کودک است. اگر پدر و مادر بتوانند روح بلند همّتی را در کودک خود تقویت کنند، او برای رسیدن به اهداف بلند خود شجاعت را کسب خواهد کرد. امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
«شجاعه الرجل علی قدر همته» (21)
شجاعت مرد به اندازه ی همت اوست.
پرورش اوصافی چون غیرت، مردانگی و... در کودک، موجب رشد شجاعت او خواهد شد. امام علی علیه السلام می فرماید:
«علی قدر الحمیه تکون الشجاعه» (22)
شجاعت مرد به اندازه ی غیرت و حمیّت اوست.

3- سخاوت

سخاوت از دیگر صفات پسندیده ای است که لازم است در کودک رشد یابد. این اخلاق نیکو از صفات پیامبران الهی می باشد و شایسته است که هر انسان مسلمانی خود و فرزندانش را به این صفت نیک بیاراید. امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید:
«السخاء خلق الانبیاء» (23)
سخاوت از اخلاق انبیاست.
سخاوت زیباترین جلوه ی اخلاق است؛ همان حضرت می فرماید:
«اکرم الاخلاق السخاء» (24)
گرامی ترین خلقها سخاوت است.
پدر و مادر باید با مثال و بیان ساده به کودک تفهیم کنند که سخاوت، نیک و بخل ناپسند است. اگر زیبایی سخاوت وزشتی بخل برای کودک ترسیم شود، سخاوت در او ریشه خواهد کرد.

4- اعتماد به نفس

اعتماد به نفس لازمه ی رشد کودک و موجب تکامل حقیقی او در زندگی است. کسی که به خود اعتماد دارد، در رویارویی با مشکلات زندگی ونیز رسیدن به اهداف خود، به تلاش و کوشش خود متّکی است و از وابستگی به دیگران پرهیز می کند.
پدر و مادر باید به این جنبه ی مهم و سرنوشت ساز کودک توجّه داشته، سعی کنند که با روش عملی، اعتماد به نفس کودک را تقویت کرده، از هر گونه رفتاری که موجب تضعیف این روحیه می شود، پرهیز کنند.
آشنا ساختن کودک با مشکلات و سپردن مسؤولیت به او، موجب اعتماد به نفس کودک می شود. بدین گونه او می آموزد که چگونه با مشکلات، دست وپنجه نرم کند و برای رسیدن به موفقیّت تلاش نماید.
امام کاظم علیه السلام می فرماید:
«یستحب غرامه الغلام فی ضغره لیکون حلیما فی کبره» (25)
کودک بهتر است در کودکی سختی ببیند تا در بزرگسالی بردبار شود.
بدیهی است نباید بیش از طاقت و توانایی کودک، به اومسؤولیت سپرد، چرا که افراط نیز نتیجه معکوس خواهد داد. تشویق کودک نیز به سهم خود بر افزایش اعتماد به نفس وی تأثیر می گذارد. از سوی دیگر، روند تربیت کودک باید به سوی استقلال و قطع وابستگی به دیگران باشد .بر این اساس، رسیدگی و توجّه افراطی به کودک، منجرّ به رشد و توقّعات بیش از حدّ و نیز وابستگی به پدر و مادر شده، از شکوفایی استعدادهای کودک جلوگیری خواهد کرد.

5- شادابی

شادمانی و انبساط خاطر، از جنبه های اخلاقی مثبت و مفید بوده، زمینه ساز تحرّک و پویایی و فعّالیت انسان است. بر عکس، روحیه ی پژمرده و خمود و افسرده، هرگونه فعالیت و حرکت مثبت را از انسان سلب می کند. لازمه ی تکامل روحی اجتماعی و اخلاقی، داشتن روحیه ای با نشاط و شورانگیز است. انسان کسل و دلمرده نمی تواند وظایف دینی و اجتماعی اش را بگونه ای شایسته انجام دهد.
امام باقر علیه السلام در این باره فرمود:
«الکسل یضر بالدین و الدنیا» (26)
کسالت برای دین و دنیای انسان زیان آور است.
امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز کسالت را فاسد کننده ی آخرت دانسته، می فرماید:
«الکسل یفسد الاخره» (27)
کسالت آخرت را تباه می سازد.
اگر کودک دلمرده و افسرده پرورش یابد، نه تنها به دنیای خود نمی رسد، بلکه وظایف دینی وحقوق الهی را نیز ادا نمی کند.
امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید:
«ایاکم و الکسل فانه من کسل لم یود حق الله عزوجل» (28)
از کسالت بپرهیزید، زیرا فرد کسل، حقّ خداوند را ادا نمی کند.
لازمه ی حیات کودک، شادمانی و شور و نشاط است. اگر رفتار نادرست پدر ومادر، این روحیه ی کودک را از بین نبرد، در بزرگی نیز، شور و نشاط او باعث تحرّک و فعّالیت بیشتر وی بوده، موجب موفقیّت کودک خواهد شد. در هر حال رفتار پدر و مادرنسبت به کودک، باید با ظرافت و توجه به لطافت طبع وی، همراه باشد. آنها نباید با رفتار تند و خشن، روحیه ی لطیف او را در هم شکنند، بلکه باید با رفتاری مناسب، او را به سوی تکامل سوق دهند. در این زمینه، رفتار متناسب پدر و مادر در سطح فکر کودک، و همزبانی با او، تقویت کننده ی شخصیت کودک و حفظ شادابی و نشاط روحی است.
رسول گرامی اسلامی صلی الله علیه و آله می فرماید:
من فرح ابنته فکانما اعتق رقبه من ولد اسمعیل و من اقر عین ابن فکأنما بکی من خشیه الله» (29)
کسی که دختر بچّه ی خود را شادمان کند، گویا بنده ای ا زفرزندان اسماعیل را آزاد کرده است و آن کس که دیده ی پسر بچّه ی خود را روشن کند(مسرورش نماید) مثل آن است که از خوف خدا گریسته است.
سیره ی آن حضرت نیز الهام دهنده ی چنین روشی است:
مردی به نام یعلی عامری از محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله خارج شد. جلوی منزل، امام حسین علیه السلام را دید که با کودکان مشغول بازی است. طولی نکشید که رسول اکرم صلی الله علیه وآله همراه یارانش از منزل خارج شد، وقتی امام حسین علیه السلام را دید، دستهای خود را گشوده، به سوی او رفت، ولی امام حسین علیه السلام خنده کنان به این طرف و آن طرف می دوید و پیامبر از پی او می رفت تا سرانجام به او رسید و دستی زیر چانه و دستی به پشت گردشن نهاد و صورتش را بوسید. (30)

پی نوشت:

1. تحف العقول، ترجمه جنّتی، ص 300، اسلامیه.
2. مستدرک الوسائل، ج 15، ص 164.
3. ر.ک. تحریرالوسیله، ج 2، ص 309-311.
4. مکارم الاخلاق، ترجمه ی میرباقری، ص 421، نشر فراهانی.
5. ر.ک. تحریرالوسیله، ج 2، ص 310.
6. فروع کافی، ج 6، ص 19.
7. فروع کافی، ج 6، ص 47.
8. مکارم الاخلاق، ج 1، ص 425.
9. سنن النّبی، ص 157.
10. نهج البلاغه، ص 1245، حکمت 331.
11. بحارالانوار، ج 69، ص 409.
12. وسائل الشیعه، ج 15، ص 194.
13. بحارالانوار، ج 2، ص 152.
14. اصول کافی، ج 4، ص 47.
15. شرح غرر الحکم، ج 2، ص 413.
16. بحارالانوار،ج 10، ص 369.
17. همان، ج 71، ص 396.
18. نهج البلاغه، ص 208، خطبه ی 85.
19. بحارالانوار، ج 72، ص 247.
20. شرح غررالحکم، ج 1، ص 152.
21. همان، ج 4، ص 181.
22. همان، ص 312.
23. شرح غررالحکم، ج 1، ص 198.
24. همان، ج 2، ص 441.
25. وسائل الشیعه، ج 15، ص 198.
26. بحارالانوار، ج 78، ص 180.
27. مستدرک الوسائل، ج 13، ص 45.
28. بحارالانوار، ج 73، ص 159.
29. مکارم الاخلاق، ج 1، ص 424.
30. مستدرک الوسائل، ج 15، ص 171.

منبع:کتاب اخلاق خانواده


 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1387    | توسط: فروشنده برداشت اول    |    |
نظرات()